اقتصاد رفتاری چیست و به چه دردی می خورد ؟ به همراه مثال

اقتصاد رفتاری یک حوزه جدید و جذاب در علوم اقتصاد است که به درک و تبیین رفتار انسانها و تصمیمگیریهایشان در مواجهه با محدودیتهای اقتصادی میپردازد. در این حوزه، روان شناسی، علوم شناختی و نظریه بازیها به عنوان تمرکز اصلی آموزش و پژوهش قرار دارند.
یکی از مثالهای جذاب در اقتصاد رفتاری، تئوری انتخاب کمینه است. در اقتصاد متعارف، فرض میشود که افراد به صورت منطقی و با هدف بهرهبرداری حداکثری اقدام میکنند. اما در عمل، انسانها به صورت انتخاب در نزدیکی به کمینه عمل میکنند، به این معنی که در تصمیمگیریهایشان از انتخابهای ضمنی کمتر عبور میکنند و در برخی موارد ترجیح میدهند کمترین خسارت ممکن را تجربه کنند.
مثال سادهای از انتخاب کمینه، خرید تیکت قطار میباشد. در مثال معمول، قیمت تیکت قطار زمانی ارزانتر است که به مقصدی دورتر بروید، اما برخی از افراد که ترجیح میدهند در محیطهای آشنا حضور داشته باشند، ترجیح میدهند مسافت کمتری را با قیمت بیشتر بپیمایند. این انتخاب ، بیشتر در نزدیکی کمینه صورت میگیرد و نشان میدهد که در تصمیمگیریهای اقتصادی، موضع چندوجهی و پیچیدهای وجود دارد.
مثال دیگری از اقتصاد رفتاری میتواند مفهوم “انحراف متمایل” باشد. در اقتصاد سنتی، فرض میشود که افراد تصمیمهایشان را با استقلال خود میگیرند، یعنی تصمیمگیری خود را به طور جداگانه از دیگران انجام میدهند. اما در واقعیت، دیده میشود که در مواقعی، انسانها تصمیمگیریهایشان را با توجه به عقاید دیگران و انتظارات جمعی انجام میدهند، حتی اگر این تصمیم با منافع شخصی خود در تضاد باشد.
مثلاً فرض کنید شما در یک بازار میخواهید سهمی را خریداری کنید. بر اساس استفتاء و تحقیق شما، شما متوجه میشوید که اکثریت مردم این سهم را بیشتر میبینند و به آن اعتماد بیشتری دارند. علی رغم اینکه تحقیق شما نشان داده که سهم دیگری متعادلتر است، اما به دلایل رفتاری و انحراف متمایل، شما همچنان ترجیح میدهید سهمی که اکثریت آن را ترجیح میدهند، خریداری کنید.
این مثال نشان میدهد که رفتار انسانها چگونه در معاملات اقتصادی تحت تأثیر قرار میگیرد و چگونه دیدگاه اکثریت و انتظارات جمعی میتوانند بر تصمیمگیریهای افراد تأثیر گذار باشند، حتی اگر این تصمیمات با منافع شخصی فرد در تضاد باشد.
به طور کلی، اقتصاد رفتاری تلاش میکند بهبودی در مدلهای قدرتگرفته از رفتار انسانی در اقتصاد ارائه دهد و عوامل روانشناختی، اجتماعی و محیطی را در نظر بگیرد. این حوزه تا حد بزرگی بر روی رفتار انسانان در شرایط واقعی و قدرت تصمیمگیریهای آنها تأکید دارد و به دنبال پاسخ به سوالات جدیدی درباره رفتارهای اقتصادی است.
پس نتیجه میگیریم که اقتصاد رفتاری روابط بین انسانها را در معاملات اقتصادی نیز مورد تحلیل قرار میدهد. به این معنی که در نظر دارد چگونگی تصمیمگیری افراد و رفتارشان با توجه به شرایط مختلف را مورد بررسی قرار دهد. این اصل در تصمیمگیریهای گروهی نیز کاربرد فراوانی دارد، زیرا رفتار جمعی متفاوت با رفتار فردی است و میتواند نتایج غیرقابل پیشبینی را به دنبال داشته باشد.
اقتصاد رفتاری با استفاده از روان شناسی، علوم شناختی و نظریه بازیها درک بهتری از رفتار انسانها در مواجهه با محدودیتهای اقتصادی ارائه میدهد. این حوزه جدید اقتصادی، به سوالات جدید درباره دلایل پشت تصمیمگیری های اقتصادی و رفتارهای انسانی در دنیای واقعی پاسخ میدهد و برای تخصصهای مختلف از جمله اقتصاددانان، روانشناسان و ریاضیدانان، فرصت های جدیدی درحوزه پژوهش و تبیین فراهم میکند.









